هوش معنوی و بازاریابی عصبی چیست؟

این دو الگوی بازاریابی را می دانید؟

6a0d2adb 

 

هوش معنوی

همانطور که رایان اسکینر، تحلیلگرشرکت فروستر اخیرا در هر دو وبلاگ و سیمینار خود مشهور شده ،میگوید "محتوای امروز شما گنگ است".
می گویند متن هم چون شن روانی است. هیچ سازمانی از بازاریاب ها چابک و فریبنده نیستند؛ زیرا آنها به تمرکز شخصی سازی درمورد طیف وسیعی از زمینه های تغییر ساعت نیاز دارند. الگوی جدید در بازاریابی دیجیتال را وارد کنید: هوش معنوی.
این توانایی سریع رشد تولید محتوا را در پایین ترین بخش ان امکان پذیر میسازد،و مشخص میکند که چه چیزی برای مشتریان خوب و مناسب است.
دقیقا مقصد چیست؟ نام تجاری را انتخاب کنید که جنجال برپا کند. این آمار منتشر شده توسط فوربس را در نظر بگیرید همانطور که مفهوم محتوای اطلاعات را بررسی کردند:

  • 1.3 میلیون محتوا در فیس بوک در هر دقیقه به اشتراک گذاشته میشود.
  • 500 میلیون توییت در روز در توییتر ارسال می شود.
  • 300 ساعت فیلم ویدئویی جدید هر دقیقه در یوتیوب بارگیری میشود.
  • 85 میلیون فیلم و عکس هر روز در اینستاگرام آپلود میشود.
  • تقریبا 70 میلیون پست وبلاگ در هر ماه از طریق وردپرس منتشر میشود.

اگر فکر می کنید که میتوانید به طور مداوم زرنگ باشید ، با هر قطعه ای از محتوا میتوانید بهترین وجه را به دستتان برسانید. اگر نه، متن زیر را بخوانید:

  بازاریابی عصبی دیجیتال

بازاریابی عصبی

تحلیلگر شرکت فورستر، دیپانجان چاتریج در پست وبلاگ خود «بازاریابی عصبی»را برای نوع جدیدی از اطلاعات بازاریابی تعریف میکند که در واقع اولین مشتری است.

چاتریج از اتهاماتش حمایت می کند که بازاریابی بازرگانی در مدرسه سنتی به ناهماهنگی برنامه درسی بازاریابی، "نگاه درونی" اشاره دارد:

چهار جنبه:

  1. قیمت
  2. محصول
  3. تبلیغ
  4. محل

همه چیز در مورد نام تجاری مصرف کننده است. مصرف کننده به طور قابل پیش بینی، به استراتژی های مختلفی که توسط بازاریابان مطرح شده، پاسخ می دهد.دیدار با مکتب اقتصادی - مصرف کننده منطقی. پایه و اساس بازاریابی مدرن است. شششش! به کسی نگو. او واقعا وجود ندارد.همانطور که در اینجا و آنجا و دیگر مکانها نوشته ایم، تصمیم گیری انسان در درجه اول بر حسب احساس عاطفی و در دور دوم بر حسب عقلانیت است.چاتریج نمونه های زیر را برای نشان دادن اینکه چگونه بهترین فروشندگان در جهان از بازاریابی عصبی استفاده می کنند تا احساسات مخاطب را درک کنند و در همه تصمیمات بازاریابی خود به این بینش عمل کند، ارائه می دهد.

  • کوکا کولا: از تکنیک های عصبی مختلفی برای بهینه سازی تولید خلاقیت های تلویزیونی خود از طریق بدست آوردن تصویر محصول (کوتاه، خوب، بطری خالی )، مردم (عکس های روشن از چهره ها به بهترین شکل کار می کند)، داستان در مقابل نقاشی ها و غیره استفاده میکنند.
  • همانطور که تبلیغات به سرعت از تلویزیون فراتر می روند، بنیاد تحقیقات تبلیغاتی بر اهمیت یک استراتژی خلاق برای تقویت فعال سازی حافظه و نقش علوم اعصاب در تضمین سفارشی سازی پلت فرم تاکید میکند.
  • P & G: در حقیقت، با ارتقاء دئودورانت مخفی با قدرت مرطوب کننده والا به طور غیرمستقیم فروش Unveiled Dove را به دست آورد (تکنیک های ارتباطی ضمنی نشان می دهد که Dove صاحب سهام است).
  • "علوم اعصاب مصرف کننده بدون مشکل یک ابزار قدرتمند است"، اما چگونه مارک ها می توانند آن را در روش های بازاریابی روزمره ترکیب کنند؟ اگر عمر بیداری خود را به یک میزبان تکنولوژی متصل کرده اید، چگونه می توانید مشکلات آن را در ذهن داشته باشید؟

این دو موضوع را به هم متصل کنید:
در حال حاضر، اگر بتوانید همه چیزهایی را که درباره اتوماسیون به دست آورده اید کنار بگذارید، ماشین هوشمندانه چگونه میتواند ازطریق بینش حاصل از تحقیقات بازاریابی بهره مند شوید؟
بیایید یک موضوع را پشت سر بگذاریم و به نمونه ای از محتوا اطلاعات رایان اسکینر در وبلاگ و وب سایت خود بحث کنیم:یکی از بازاریابان مستقیم متوجه شد که هوش محتوا احساسی موجب افزایش نرخ بهره 20 درصدی می شود.
به عبارت دیگر، بازاریابی عصبی به آزمایشگاه محدود نمی شود. در واقع، اسکن نمونه ای از مغز، فقط یک پیشرفت جادویی در تحقیقات گروهی تمرکز سنتی است زیرا منجر به واکنش منفی به هر یک از آثار خلاق می شود. مفید است بله، اما این برای همه آثار خلاقانه نیست، یعنی همه ی افراد به تستهای بازاریابی عصبی برای انواع تبلیغات صفحه نمایش، پست الکترونیکی یا پست اجتماعی دسترسی ندارند.
کدام یک به نوبه خود برای اولین بار از چاتریج استفاده می کنند:
فکر نکنید که بازاریابی عصبی میتواند به تنهایی با مارک های ساخت، ایجاد برنامه ها، و یا اندازه گیری اثربخشی رقابت کند. این یک جریان هوشمندانه است (و بسیار قوی)، بنابراین آن را به ترکیب اضافه کنید و بر روی ان عاقلانه تر فکر کنید.خوشبختانه، ما می دانیم یک راه برای ارتباط دو الگوی محتوا اطلاعات و بازاریابی عصبی با هم تکمیل شیوه های بازاریابی سنتی است.