رابطه بین خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی

 سه مفهوم مرتبط که همه صاحبان  کسب و کار باید در مورد انها بدانند!

 در هر نوع کسب و کاری می خواهید از رقبای خود جلو بزنید، چه در سطح محلی و چه در سطح جهانی. اما چگونه می توانیم جلو برویم، سبقت بگیریم یا رقابت کنیم؟ ایا این چیزیست که شرکت شما باید ان را جدی بگیرد تا بتواند مزیت رقابتی کسب کند؟ این مقاله در مورد چگونگی ایجاد خلاقیت و نوآوری در رشد و پایداری کسب و کار بحث خواهد کرد.
هیچ منظر واحد، معتبر یا تعریفی برای خلاقیت وجود ندارد. یکی از تعاریف ساده و اغلب استفاده شده این است که خلاقیت نیازمند "نوآوری" است. نوآوری به اصالت و مدرن بودن نیاز دارد، بنابراین خلاقیت توانایی ارائه ایده های جدید و اصلی، یا راه حل های جدید و منحصر به فرد برای مشکلات است.
اما خلاقیت خود لزوما مفید نیست. به عنوان مثال، یک هنرمند ممکن است نقاشی های دیواری را بر روی یک دیواره اسپری کند و آثار هنری حاصل از آن قطعا خلاقانه در نظر گرفته شود اما آیا برای هرکسی استفاده می شود؟ نوآوری واقعی تبدیل ایده ها از فرآیند خلاق به سود است. این می تواند شامل محصولات جدید، یا خدمات پیشرفته، فرآیندها یا علل اجتماعی باشد.
بنابراین نوآوری قطعا نیازمند خلاقیت است، اما باید مفید باشد و ارزشی را به ارمغان بیاورد که ما را به گام نهایی در فرآیند نزدیک کند، یا با توسعه یک کسب و کار باعث ایجاد نوآوری یا «کارآفرینی» شود در اینصورت است که نوآوری نامیده می شود. کارآفرینی شامل رشته های کسب و کار پایه ای میباشد که اغلب به عنوان "مدل کسب و کار" نامیده می شوند؛ ما با بازاریابی، مالی و مدیریت آشنا هستیم. شکل 1 خلاقیت را به عنوان جرقه مرکزی نشان می دهد، فرآیند خلاقانه را در بر می گیرد و آن را به عنوان یک نوآوری و توسعه یک مدل کسب و کار مفید می سازد که می تواند از فرصت نهایت استفاده را ببرد.

1 6
خلاقیت چیست؟

خلاقیت شامل درک تفکر همگرا و واگرا می شود. تفکر همگرا زمانیست که افراد برای حل مشکلات با یک پاسخ صحیح تلاش می کنند. با استفاده از استدلال های منطقی، حذف مسیرهای احتمالی نادرست، فرایندهای سیستماتیک و منطقی حذف برای رسیدن به پاسخ یا تصمیم گیری.
تفکر واگرا از طریق بسیاری از راه حل های ممکن مشکلات را حل میکند و شامل ایده های جریان خود به خودی و آزاد و غیر خطی هستند. افکار غیر منطقی و پاسخ های غیر منطقی به مشکلات، برای دریافت پاسخ جدید و جدید، تشویق می شوند (حداقل در ابتدا).
فضایی که از تلاش چیزهای جدید پشتیبانی می کند، برای خلاقیت حیاتیست، زیرا آزمایشات را تشویق می کند.
توماس ادیسون هزاران بار شکست خورده بود تا راه حلی را برای لامپ پیدا کند. جیمز دیسون مخترع جاروبرقی قبل از اینکه نسخه قابل فروشش را پیدا کند، بیش از 5000 نمونه از شکستهای خود را جمع کرده بود. در هر یک از این موارد، شکست یک نقطه توقف نیست، بلکه انگیزه برای ادامه تلاش است. یادگیری از اشتباهات قبلی باعث شد تا آنها به اهداف خود برسند؛ آنها توانایی «شکست خوردن به جلو» را داشتند.


انجام کارهای جدید با چیزهای قدیمی

تحقیقات اخیر نشان می دهد که بیشتر خلاقیت با لحظات خلقی دراماتیک و خشونت آمیز ایجاد نمی شود بلکه به سادگی "انجام کارهای جدید با چیزهای قدیمی است". باب ساتون، استاد دانشگاه استنفورد، پیشنهاد می کند که بیشتر ایده های جدید از توانایی بعضی از افرادی بودند که به طور متفاوت به جهان نگاه می کنند و بین آنچه که قبلا وجود داشته وآنچه به وجود آمده ارتباط جدیدی برقرار می کنند. داستان بازی Play Doh را در دهه 1930مثال میزنم، مردم برای استفاده از زغال برای گرم کردن خانه های خود استفاده می کردند و یک محصول جانبی ناخوشایند باقی مانده بود که روی دیوارها ایجاد می شد. نومان مک ویکر، تولیدکننده صابون در سینسیناتی، یک ماده پرکننده مانند روکش را برای حذف بقایا ایجاد کرده است. با این حال، پس از جنگ جهانی دوم، تبدیل گرمایش مبتنی بر زغال سنگ به گاز طبیعی، محصول خود را بی اهمیت ساخت، و در دهه 1950، شرکتش با ورشکستگی مواجه شد.
همانطور که معلوم شد برادرزاده او با یک معلم مدرسه مهد کودک ارتباط داشتند و او به دانش آموزان روکش مشابه داد تا بازی کنند و بچه ها از آن لذت بردند. او پیشنهاد کرد که این محصول را به عنوان یک اسباب بازی کودک به نام "PlayDoh" به بازار عرضه کند. همانطور که می گویند، بقیه داستان است.
هنگامی که ابتدا محصول اصلی در بازار چندان فروشی نداشت، ماک ویکر بازگانان خوبی را به عنوان مشاور برای ارتقای کیفیت در زمینه های مختلف استخدام کرد از جمله: مشاوران کسب و کار، توسعه یک فرمول جدید و بهبود یافته، افزایش بهره وری در تولید، بازاریابی اضافی، تغییر مدیریت و غیره .
زمان زیادی طول می کشد نظریه ی تازه ای در معرض دید قرار گیرد مخصوصا وقتی که راه جدید برای انجام کاری با یک چیز قدیمی است.

1046x616 foster creativity
روش ذهنی صحیح

بسیاری از ما شنیده ایم که در دو طرف سر ما مغز وجود دارد ، سمت چپ مغز، منطقی تر، عاقلانه تر خطی و کمی است و سمت راست مغز که بیشتر حالت بصری دارد ، غیر کلامی است، ریتم را درک میکند، از تخیل استفاده میکند و خلاق است. در حالی که ممکن است فکر کنیم خلاقیت ناامیدکننده در سمت راست مغز به دام افتاده است، تحقیقات اخیر نشان می دهد که ارتباط بین نورون های مغز بین دو طرف است و وقتیکه افراد خلاقیت خود را نشان میدهند به جلو و عقب حرکت میکنند. به این ترتیب، باید بیشتر خلاق باشید، ابتدا فرآیند خلاقانه در سمت راست مغز ما آغاز می شود، اما سپس به سمت چپ بروید تا این ایده را تجزیه و تحلیل کنید و به عقب به سمت راست بروید تا به تدریج این ایده را تغییر دهید و غیره. ما به هر دو فرآیند نیاز داریم که خلاق باشیم. یک کتاب عالی گای کلاگستون به نام "مغز خرگوش - ذهن قورباغه " بحث می کند که چگونه یک ایده در حال رشد است، مانند رشد درخت از دانه. ایده های خوب زمان می گیرند کلاکستون استدلال می کند که دستاوردهای خلاق معمولا یک لحظه یا لحظه ای "A-ha" نیستند، بلکه دانه های این ایده به مدت طولانی کاشته شده اند.
ایده اولیه نیاز به زمان دارد تا به طور کامل توسعه پیدا کند یا زمانی که راه حل کاملا کامل نباشد. رقابت مغز چپ و راست نیاز به بازی دارد، زیرا ممکن است نیاز به تحقیق بیشتر (فعالیت مغز سمت چپ) داشته باشد، یا بعد از پیمودن مسیری به مسیر تازه ای (مغز راست) نیاز داشته باشد. اغلب هنگامی که مردم در لحظه در مورد "A-ha" صحبت می کنند، در واقع به مدت طولانی در ذهن خود ان را تجزیه و تحلیل کرده و از چپ به راست آنها را تصحیح میکند تا زمانی که به مرحله ای رسیدند که با هم جمع شدند و احساس را به وجود آوردند.


احتمالی بودن راه حل ها

احتمالی بودن راه حل ها یک پیشرفت جالب را در مورد خیال پردازی به ارمغان می آورند. تحقیقات دانشگاه بریتیش کلمبیا نشان می دهد که ذهن ما در این دوره ها آرام نیست و ما در واقع مشکلات را حل می کنیم. آنها دریافتند که فعالیت در زمینه های پیچیده حل مسئله مغز در قسمت خیال بافی بسیار فعال بوده است.به این ترتیب، افرادی که به دنبال حل مشکلات پیچیده هستند بهتر است مشکل را کنار بگذارند و اجازه بدهند ذهنشان سرگردان شوند.
این ممکن است به توضیح این امر کمک کند که چرا ما اغلب ایده های جدید و جالب را در حین انجام وظایف روزمره به دست میاوریم ، مانند رانندگی یا دوش گرفتن. چند وقت یک بار درباره آن فکر می کنم "تعجب می کنم چرا من در مورد آن فکر می کنم؟"
جالب توجه است، این جنبه از خلاقیت مخصوص افرادیست که به مدت طولانی از نیمکره سمت چپ مغز استفاده میکنند .كودكانی كه در مدرسه نتوانستند تمركز کنند، یا توجه كافی نداشتند مجازات شدند.
امروزه ،در اقتصاد دانش اهمیت خلاقیت و نوآوری روشن است. نظرسنجی انجام شده توسط آی بی ام با بیش از 1500 مدیران اجرایی، متوجه شدند که خلاقیت به عنوان مهمترین اولویت «توانایی رهبری» آینده شناخته شده است. اگر خلاقیت مهم است، پس چرا نباید زمان بیشتری را صرف آن کنیم؟
متاسفانه، عمل معکوس ممکن است درست باشد، به نظر می رسد که خلاقیت در ایالات متحده در حال کاهش باشد. در مقاله ی نیویوریک به نام "بحران خلاقیت" میتوان داده های حاصل از یک آزمایش خلاقانه که از دهه 1950 به کودکان داده شده را زیر نظر گرفت و دریافت که سطح خلاقیت کودکان ایالات متحده از دهه 1990 به طور پیوسته کاهش یافته است. چند دلیل برای این مشکل پیشنهاد شد، اما هیچکدام از این پیشنهادها سیستم آموزشی ما را به سمت خلاقیت تشویق نکردند، اما برنامه آموزشی استاندارد شده و به یاد ماندنی را اجرا میکنند. با وجود این چالش ها، ما در مورد خلاقیت بیشتر و بیشتر تمرکز می کنیم. یکی از یافته خیلی مهم این است که خلاقیت را می توان آموزش داد. در حالی که برخی از افراد قطعا مستعد ابتلا به خلاقیت هستند، ما می توانیم با تکمیل برخی از پیشنهادات بالا، خلاقیت خود را بهبود بخشیم.


اقدامات در جهت بهبود بخشیدن به خلاقیت:

رابرت اپستین، روانشناس مشهور و متخصص خلاقیت، توصیه های زیر را اثبات می کند:
تمام ایده های خود را بنویسید.
با این عمل شگفت آور ساده می توانید خروجی خلاقانه خود را تا ده برابر افزایش دهید.
مشکلات خود را حل کنید.
نمونه هایی شامل یادگیری یک زبان جدید، یک ابزار جدید یا حرکت جدیدی در رقص شماست. این باعث می شود عضلات حل مشکل در مغز شما بهتر عمل کنند.
دانش خود را افزایش دهید:
دانش متنوعتر، ارتباطات جدیدتر مخصوصا در خارج از حیطه ی تخصص خود را افزایش دهید.
به عنوان مثال خواندن یک کتاب در یک موضوع جدید.
محیط فیزیکی و اجتماعی خود را تغییر دهید:
چندین محرک ارتباطات جدید را به حرکت درآورده است، از جمله: مهاجرت به یک منطقه دیگر ، کار در یک کافی شاپ یا خارج از محوطه ی کاری ، گوش دادن به موسیقی های مختلف، ملاقات با افراد جدید از سازمان های دیگر.

 

منبع: .tkmagazine